| فهرست مطلب |
|---|
| سقط جنین: حق یا ناحق؟ |
| بخش پرسش و پاسخ |

فایل صوتی این سخنرانی برای اعضای سایت کانون در همین صفحه قابل دسترسی است
در کشورهای منطقۀ ما که اکثراً بارداریهای ناخواسته مشکل زنان تلقی میشود و در نتیجه سقط جنین و تمام عوارض ناشی از آن هم مشکل زنانه فرض میشود- حضور آقایان در این جلسه گویای روشننگری آنها به این معضل همهگیر است.
در کنار این، آمار سقط جنین به وضوح نشان میدهد که درصد زیادی از سقطجنینها با تصمیم و خواست مادر نبوده است. اکثر زنان حتی در بارداریهای ناخواسته مایلند بچههای خود را نگاه دارند اما تشویق دوست پسر یا شوهر یا مادرشوهر یا مادر و جامعه آنها را به کلینیکهای سقط جنین کشانده و هنوز هم بسیاری از سیاستمداران و پزشکانی که این تصمیم میگیرند این عمل چگونه و تا چه حد مجاز است و یا خود آن را انجام میدهند مرد هستند. علاوه بر این متأسفانه بسیاری از خادمین و مسیحیان، چه زن و چه مرد، نظر سنجیده و حسابشدهای در این باره ندارند.
بنابراین با توجه به ابهامات موجود، این جلسه نوعی معرفی این معضل است. در این فرصت کوتاه نه ادعای پاسخ کامل به این مسئله از دیدگاه دفاعیات و اخلاقیات مسیحی را دارم- هر چند که کوشش خواهم کرد که به چند پرسش غامض در این رابطه با توجه به دیدگاه کلی کتابمقدس پاسخ بدهم- و نه بحث فلسفی و یا نوعی توضیحالمسائل دینی را مطرح خواهم کرد. هدف این صحبت کوتاه شناخت علمی واقعیت حیات جنین و عمل سقط جنین است، و بودن صدایی برای کسانی که صدایشان بهگوش کسی نمیرسد.
علاقۀ شخصی من به این موضوع هم از لحاظ علم پزشکی و هم ملاقات با خانمهایی که سقط جنین کردهاند؛ صحبت با مردانی که به نوعی مسبب این کار بودهاند و همینطور به پای درد دل هم زنان و هم مردانی که والدینشان میخواستند آنها را سقط کنند اما موفق نشدند؛ صحبت با خانمهایی که تصمیم به این کار داشتهاند و بعد پشیمان شدند- در این سالهای اخیر مرا بر آن داشته که در مورد این موضوع با استفاده از منابع متعدد و آمارهای چاپ شده تحقیق کنم و صحبت امروز چکیدهای از این تحقیقات است.
شفا از زخمها و عوارض عاطفی و روحانی ناشی از سقط جنین، چه برای مادران و چه برای پدران و چه برای دیگر افرادی که در این کار بهنحوی دخیل بودهاند خود مبحث مفصلی است. اما از آنجا که یکی دیگر از آرزوها و اهداف شخصی من بدست آوردن تجربۀ شفا و بخشش الهی برای این دسته از افراد است، در آخر اشارۀ مختصری نیز به این موضوع شده است عیسای مسیح فرمود: «زیرا نیامدهام تا بر جهانیان داوری کنم، بلکه آمدهام تا آنها را نجات بخشم» (انجیل یوحنا۱۲:۴۷). دعای من این است که همۀ عزیزان آسیبدیده، این نجات و شفا را به پُری تمام تجربه کنند.
در ابتدا میخواهم این موضوع را کاملا روشن کنم که هدف از بیان این مطالب به هیچ وجه محکومیت نیست. وقتی که کسی مرتکب جنایتی میشود قاضی او را محکوم میکند اما خدا قادر است هر جنایتی را ببخشد.
معمولاً هم بر طبق آمار و هم به حساب تجربۀ شخصی خودم در هر جلسه یک پنجم افراد حاضر یا خود این کار را کردهاند یا به نحوی مسبب این کار بودهاند. اگر شما خودتان سقط جنین عمدی انجام دادهاید یا کسی را به این کار مجبور کردهاید یا به نحوی در این کار دخیل بودهاید خدا میتواند شما را برای همۀ اینها ببخشد.ِ نه بخاطر توجیهات صحیح یا اشتباهی که داریم ولی بخاطر خون مسیح.
جنین انسان زنده
در لحظۀ لقاح یعنی زمانی که اسپرم پدر به تخمک مادر ملحق میشود، زندگی یک "انسان زنده" آغاز میشود. چرا انسان؟ در بین تمام موجودات زنده و حیوانات، تنها انسان است که در هر سلول بدن خود دارای ۴۶ کروموزوم است،۲۳ کروموزوم از مادر و ۲۳ کروموزوم از پدر.به بیان دیگر این موجود زنده یک مجموعۀ سلولی یا یک بافت نامشخص نیست که هنوز انسان بودن او تعیین نشده است. از همان بدو رشد، مسلم است که نطفۀ او یقیناً نطفۀ یک انسان است نه سگ یا گربه! و اگر در شرایط رشد او خللی وارد نگردد، بهتدریج از مرحلۀ جنین به مرحلۀ تولد و سپس کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و پیری خواهد رسید. به عبارت دیگر بافت او بافت یک انسان است البته با موجودیت منحصر بهفرد خود. همان بافت DNA خاصی که در من و شما وجود دارد و نکتۀ تمایز ما بهعنوان انسان است.
هر چند در بدو لقاح، جنین در ابتداییترین مراحل رشد خود هست، اما تمام خصوصیاتی که او را به عنوان یک انسان منحصر بهفرد شناسایی میکند، در او نهفته است. جنسیت، گروه خونی، رنگ پوست، چشم و مو، و اثر انگشت ، تفاوت و تشابهات او با پدر و مادر خود، و حتی برخی از خصوصیات شخصیتی و اخلاقی او در این کد ژنتیکی برنامهریزی شده است و این ویژگیها است که او را انسانی خاص و بیمانند ساخته است. متخصصین علم ژنتیک به ما میآموزند که اطلاعات ژنتیکی موجود در یک فرد در لحظۀ لقاح، ۵۰ برابر بیشتر از اطلاعات موجود در دایرةالمعارف ۳۲ جلدی بریتانیکا است.
«هیچ موجود زندهای هرگز نمیتواند در مقطعی از زمان تبدیل به انسان گردد مگر آنکه از ابتدا انسان بوده است. هیچ موجود زندهای نمیتواند چیزی جز آنچه از ابتدا بوده است گردد.»دکتر توماس هیلگرز
چرا زنده؟ چهار ویژگی موجودات زنده را از موجودات بیجان متمایز میسازد:
۱) متابولیزم یا سوخت و ساز
۲) رشد
۳) عکسالعمل در مقابل محرک
۴) تولید مثل سلولها
دانشمندان علم جنینشناسی، از ابتدای لقاح این چهار ویژگی را در نطفۀ انسان مشاهده میکنند. سلولهای تشکیل یافته، با سرعت قابل ملاحظهای تقسیم شده شروع به رشد و سوخت و ساز میکنند. در مدت کوتاهی بعد از لقاح عکسالعمل جنین در مقابل محرکهای داخلی و خارجی مانند اشعۀ ایکس یا داروهای هورمونی، قابل ملاحظه است. در اینجا ذکر این نکته جالب است که در زبان پزشکی لاتین، ریشۀ لغوی واژۀ جنین یا Fetus به معنی اولاد یا جوانه است نه صرفاً یک بافت گوشتی.
«علم ژنتیک به ما تعلیم میدهد که ما اساساً همان هستیم که از ابتدا بودهایم؛ چه از لحاظ سلولی، چه از لحاظ خواص کلی انسانی و چه از لحاظ فردیت خود... رشد مابعد (لقاح) را نمیتوان شدنِ آنچه نبودهایم قلمداد کرد.» دکتر پال رمزی
سرعت رشد جنین
در هفتۀ سوم هنگامی که مادر هنوز نمیداند که باردار است. قلب جنین در سینه میتپد و جنین گروه خونی خاص خود را دارد. طرفداران سقط جنین میگویند حق زن است که هر کاری دوست دارد با بدن خودش بکند اما جنین قسمتی از بدن زن نیست! جنین انسانی مجزاست با گروه خونی مجزا و کد ژنتیکی مجزا و قلب و مغز مجزا.
عموماً این سؤال پیش میآید که آیا جنین درد را احساس میکند یا نه؟ همۀ ما انسانها در بدن خود سیستمی داریم به اسم سیستم کاهش درد یا pain inhibitor - سیستمی که مانع میشود ما بعضی از دردهای شدید را حس کنیم یا تا حد زیاد آن را کاهش میدهد. در جنین این سیستم رشد کافی نکرده در نتیجه او درد را بسیار شدیدتر از بزرگسالان حس میکند. علاوه بر این کلفتی ماهیچهها و پوست ما به میزان رشدی که داریم مانع فشار درد میشوند اما پوست لطیف و ماهیچههای نازک جنین باعث میشوند که او درد را بیشتر حس کند. اما کمی بعد بیشتر در این مورد شرح خواهیم داد. در هفتۀ ششم امواج مغزی جنین قابل ضبط و اندازهگیری میباشد.
اثر انگشت مجزا از اثر انگشت مادر چیزی که هویت شما را در تمام زندگیتان مشخص میکند. از سه ماهگی این اثر انگشت در جنین دیده میشود. اکثر سقط جنینهای عمدی از در سه ماهگی به بالا صورت میگیرد هنگامی که سیستم تنفسی، دفع ادرار و آلات تناسلی در حال شکل گرفتن هستند و جنین در برابر تحریکات پوستی واکنش نشان میدهد. از هفتۀ ۱۷ عمر جنین حرکات میتواند Rapid eye movement که نشانۀ خواب عمیق در انسان است در جنین دیده میشود. از این زمان به بعد همۀ اعضای جنین در جای خود قرار دارد و فقط احتیاج به رشد دارد. در ماه چهارم هنگامی که مادر هنوز حرکت بچه را حس نمیکند او حرکاتی که که بعدها منجر به دم و بازدم میشود انجام میدهد و در دختران رشد تخمدانها و تولید دانههای ابتدایی تخمک دیده میشود.
افرادی که پناهنده هستند با مشکلات عدم پذیرش و نا امنی آشنا هستند. اما حقیقت این است که برای بسیاری از کودکان مظلوم اولین پناهگاه آنها جای امن و محفوظی نیست و به دلایل مختلف وبا خشونت از آنجا بیرون رانده میشوند.
سارا کودکی که در این عکس ملاحظه میفرمایید به یک بیماری بد نخاع به اسم Spinal Bifida دچار بود. دکتر خانوادگی مادر سارا گفت که باید او را سقط کنند اما پدر و مادر او راضی نبودند. بعد از تحقیقات زیاد برای پیدا کردن راه حلی دیگر جراحی را پیدا کردند که تخصص او در جراحی جنین در رحم بود. این پزشک سارا را عمل کرد و بعد او را دوباره در رحم قرار داد و رحم را بخیه کرد. در مدت عمل دکتر معالج او مرتب با سارا حرف میزد همانطور که عادت او بود که با مریض های دیگر خود در حین عمل حرف میزد و مراحل عمل را برای او توضیح میداد و حتی از طرف پدر و مادرش به او پیغام میداد که: «سارا جان پدر و مادرت تو را خیلی دوست دارند و دارند تمام تلاش خودشان را برای نجات و سلامتی تو انجام میدهند.»
این تصویر یک عمل دیگر بر روی جنین در رحم است. مربوط به پسری به اسم سموئیل الکساندر. چیزی که در هر دو عمل جالب است گرفتن انگشت جراح توسط دست جنین است که در کودکان بهصورت غریزی مشاهده میشود. چه در کودکان زاده شده و چه در کودکان زاده نشده!
پیشتر در مورد درک درد در جنین صحبت کردیم: بر طبق مقالات انجمن بیهوشی نوزادان و خردسالان و هم در مورد سارا و هم سموئیل و هر جنین دیگر قبل از عمل باید بیهوش شوند. اگر جنین درد را احساس نمیکند چرا باید او را بیهوش کرد؟ جالب این است در همۀ سقط جنینها که الان به آنها نگاه کوتاهی خواهیم انداخت، از بین بردن جنین بدون هیچ بیهوشی و مسکنی صورت میگیرد.
قبل از بررسی سه نوع سقط جنین که در سه ماهۀ اول، دوم و سوم بارداری انجام میشود چند کلمه در مورد قرصهایی که پس از آمیزش برای جلوگیری از بارداری استعمال میشود صحبت خواهیم کرد(morning after pill). چنانکه گفتیم، از زمانی که اسپرم به تخمک ملحق میشود، در نطفه، زندگی یک انسان زنده آغاز میشود. عمل لقاح بین چند ساعت تا چند روز پس از آمیزش صورت میگیرد. قرصهایی که در ۷۲ ساعت اول پس از آمیزش جنسی بهکار میروند با میزان بسیار زیاد هورمون زنانه (۵۰ برابر بیشتر از قرصهای ضد بارداری) به دو طریق عمل میکنند. طریق اول آن است که آزاد شدن تخمک از تخمدان را به تأخیر میاندازند یا از آن جلوگیری میکنند. اما در صورتی که تخمک از تخمدان آزاد شده باشد، طریق دوم عملکرد آن، جلوگیری از جایگرفتن نطفه در دیوارۀ رحم است. از آنجایی که مشکل است بدون آزمایشات دقیق زمان لقاح را تشخیص داد، به درستی نمیتوان گفت که استفاده از این داروها روشی برای جلوگیری از حاملگی است یا روش سقط جنین در مراحل بسیار ابتدایی آن. بنابراین بسیار مهم است که وقتی در مورد روشها جلوگیری از بارداری با دکتر مشورت میکنیم مطمئن گردیم که روش یا قرص یا چسب یا هر چیزی که او پیشنهاد میکند باعث کشتن نطفه نمیشود بلکه از تشکیل ابتدایی نطفه جلوگیری میکند. به عبارت دیگر باعث میشود که اسپرم و تخمک به هم وصل نشوند.
روشهای سقط جنین
سقط جنینهایی که توسط نوعی عمل جراحی انجام میشوند بر حسب اینکه در سه ماهۀ اول یا دوم یا سوم بارداری صورت میگیرند متفاوتند در سه ماهۀ اول یعنی تا هفتۀ دوازدهم بارداری، سقط جنین توسط عمل اتساع و کورتاژ Dilatation & Curettage صورت میگیرد و در ۳ مرحله انجام میشود. این روش به کمک یک سوپاپ مکنده که قدرت مکندگی آن ۱۴ برابر جارو برقیهای خانگی است انجام میشود. بیاد بیاورید که در روز ۲۱ بعد از لقاح قلب جنین میتپد و خون او در جریان است
در مرحلۀ اول توسط دستگاهی زبانه مانند دهانۀ رحم باز میشود چرا که برعکس موقع زایمان که دهانۀ رحم بتدریج باز میشود در طول مدت بارداری دهانۀ رحم بسته است و سپس دستگاه مکنده را وارد رحم میگردد. در مرحلۀ دوم دستگاه مکنده که با فشار زیاد مثل یک مخلوط کن عمل میکند بقایای خرد شدۀ یک انسان زنده را از لولۀ باریک خود به ظرف دیگری میمکد. پس از آن مرحلۀ سوم یا پاکسازی رحم انجام میشود. از آنجا که دیوارۀ رحم خانۀ کوچک یک انسان بوده و این خانه بطرز فجیحی ویران شده اگر بقایایی از گوش کوچک جنین یا انگشت یا بینی او در آنجا باقی بماند باعث عفونت شدید میشود و به سلامتی مادر لطمه بزرگ میزند. پس در حقیقت لایهای از رحم باید به نرمی تراشیده شود که در حقیقت قسمت کورتاژ این مرحله است که قبل تز آن جنین نابود گشته است.
آمار دردآوری سقط جنین نشان میدهد که هر روز در دنیای ما بیش از ۱۲۶ هزار کودک توسط سقط جنین کشته میشوند.
در سه ماهۀ دوم بارداری چون استخوانهای جنین بزرگتر است دستگاه مکنده قادر به خرد کردن آن نیست بنابراین باید از ابزار پزشکی سختتری استفاده کرد. اما متأسفانه بیشتر زنان و دخترانی که تن به سقط جنین میدهند متوجه نیستند که در این زمان چقدر اعضای بدن بچه کامل است. در این مرحله سقط جنین توسط عمل اتساع و تخلیه یا Dilatation & Evacuation انجام میشود. در مرحلۀ اول این عمل قسمتی از اندام جنین با چنگال فورسپس گرفته میشود و سپس اعضای بدن او تکه تکه جدا کرده شده و ار رحم خارج میشود. از آنجا که جمجمۀ جنین به اندازۀ قابل ملاحظهای رشد کرده است و به آسانی از دهانۀ رحم که بطور مصنوعی باز شده بیرون نمیآید قبل از خارج کردن آن از رحم باید با همان دستگاه آن را فشرد و خارج کرد. بعد از این باز هم باید تمام رحم به نرمی تراشیده شود چون ماندن قسمتی از اعضای این انسان کشته شده باعث عفونت و لطمه خوردن به سلامتی مادر میشود.
در بین پزشکان و محققین جنین شناسی در مورد اینکه دقیقاً از چه زمانی جنین درد را احساس میکند بحث زیادی وجود دارند و تحقیقات در این مورد هنوز ادامه دارد. با وجودی که هیچ کدام از آنها وجود گیرندههای درد را در بدن جنین انکار نمیکنند، دستهای از محققین معتقدند که از هفتۀ هشتم بعد از لقاح عصبهای حسی و غدۀ تالاموسِ مغز میانی (محل دریافت و انتقال حس درد) و عصبهای متصل به آن، آنقدر شکل گرفتهاند که جنین از همان زمان درد را احساس میکند. دستهای دیگر از دانشمندان، درک احساس درد را در جنین، به سه ماهۀ آخر بارداری تخمین میزنند و دستۀ سوم زمانی بین این دو تاریخ، یعنی هفتههای بین ۱۶-۲۰ بارداری را صحیحتر میدانند. بحث پزشکی این مطلب از حوصلۀ این جلسه است. اما علاوه بر موضوع بیهوشی جنین که قبلا در مورد آن صحبت کردیم شواهد موجود از فیلم مستند "فریاد سکوت" Silent Scream که با تلکنولوژی پیشرفته سونوگرافی، در زمان سقط جنین گرفته شده است گویای اضطراب و حس درد در جنین در هنگام ورود دستگاه مکنده به داخل رحم است. دکتر ناتانسون در این فیلم غمانگیز اما واقعی نشان میدهد که چگونه جنینی که تنها دوازده هفته از عمر کوتاهش میگذرد، با وارد شدن این دستگاه باریک به محیط زندگی خود، یعنی مایع آمنیون، از نزدیک ماندن به آن گریز میزند و خود را به این سو و آن سو جمع میکند. علاوه بر آن دستگاههای متصل به مادر به آسانی نشان میدهند که چگونه ضربان قلب جنین در این موقع دو برابر شده است. اما اسفناکتر از همه زمانی است که جنین در دام دستگاه مکنده گرفتار میشود؛ در این زمان حالات صورت جنین و بهخصوص باز شدن دهان او گویای این فریاد او در سکوت است.
در سه ماهۀ آخر بارداری یعنی از ماه هفتم به بعد زمانی که شمار بسیاری از جنینها به راحتی بدون وابستگی به رحم مادر نیز میتوانند به حیات خود ادامه دهند در بعضی از کشورها سقط جنین هنوز مجاز است. از سال ۱۹۷۳ تا آوریل ۲۰۰۷ این نوع سقط جنین در امریکا قانونی بود. اما هنوز هم در مراکز سقط جنین این نوع فجیح سقط جنین به صورت غیر قانونی انجام میشود.
در مرحلۀ اول این نوع سقط جنین پای جنین باید به طرف پا رو به پایین چرخانده شود چون اگر جنین از سر زاده شود این زایمان محسوب میشود و از نطر پزشکی حتی این نوع سقط جنین غیر مجاز میشود. در مرحلۀ دوم به وسیلۀ فورسپس پای جنین گرفته شده به بیرون کشیده میشود. سپس بقیۀ بدن کودک از رحم بیرون کشیده میشود. وقتی سر به دهانۀ رحم میرسد با فورسپس تیز دیگری سوراخ شده و سپس با دستگاه مکنده یا canella مغز را بیرون کشیده میشود تا جمجمه به هم جمع شود و کوچک شده و بتوان آن را از رحم خارج کرد.
جینا جیسون جنینی بود که قرار بود که یکی از قربانیان این سقط جنین در سه ماهۀ آخر بارداری باشد البته به روش دیگری که با محلول نمک انجام میشد و اکنون این نوع سقط جنین در همه جا غیر مجاز است. مادر او که در سن ۱۶ سالگی حامله شده بود و میخواست او را سقط کند به پیشنهاد دکتر از این روش استفاده کرد. ۸ ساعت محلول نمک در رحم او بود تا جنین سوخته شود و انقباضات زایمان شروع شود. اما بعد از آن جینا با سوختگی شدید اما زنده به دنیا آمد. در آن موقع شب در اتاق سقط جنین فقط پرستارها بودند و چون نمیدانستند با او چکار کنند او را به بیمارستان اطفال منتقل کردند. آنجا دکترها تشخیص دادند که اگر جینا زنده بماند مثل یک تکۀ نباتی خواهد بود. خانوادهای خیر سرپرستی جینا را به عهده گرفتند و او را به فرزندخواندگی قبول کردند. او تا هفت سالگی به خاطر نقص عضوهای مختلف در اثر سوختگی مشکلات جسمی زیادی داشت و خوب نمیتوانست راه برود. اما بعد از جراحیهای مختلف او اکنون زندگی سالم و پر هدفی دارد و الان دوندۀ ماهری است. او میگوید:
«مادر من فکر میکرد که انتخاب او در مورد سقط جنین تنها به او مربوط است. اگر سقط جنین صرفاً مسئلۀ حفظ حق و حقوق زنان است پس حفظ حق و حقوق من چه شد؟»
عوارض پزشکی سقط جنین
در موقع بارداری بدن برای حفظ جنین و نیز مراحل زایمان آماده میشود بنابرین غدد بدن با ترشح هورمنهای مختلف بدن را برای این روند جدید آماده میکنند. وقتی این روند به طور مصنوعی و ناگهانی متوقف میشود بدن برای این دخالت نا بههنگام آمادگی ندارد و ترشح هورمونها ناهنجاری بوجود میآید و منجیر به عوارض سقط جنین میگردد. عوارض فیزیکی سقط جنین را میتوان چنین خلاصه کرد:
خونریزی شدید: نزدیک به ۱۵ درصد از سقط جنینها با خونریزی شدید توأم میباشد که نیاز به انتقال خون دارد. این نوع خونریزی در اثر آسیب به دیوارۀ رحم یا دهانۀ رحم میباشد.
پارگی و سوراخ شدن رحم: چنانکه پیشتر اشاره کردیم پس از بیرون آوردن جنین دهانۀ رحم باید بهنرمی تراشیده شود تا اطمینان حاصل شود که همۀ بقایای جنین از آن خارج شده است. در اثر این عمل، ممکن است دیوارۀ رحم آسیب ببیند و سبب خونریزی شدید و یا عفونت داخلی شود. آسیب دیدن دیوارۀ رحم ممکن است بارداریهای دیگر را نیز به خطر بیاندازد.
خطر بروز سرطان سینه: خطر بروز سرطان سینه در زنانی که سقط جنین کردهاند دو برابر بیشتر از زنان دیگر است.
خطر سقط جنینهای غیرعمدی: مطالعات مختلف نشان میدهد که در زنانی که جنین خود را سقط کردهاند، خطر سقط جنین غیرعمدی در زایمانهای بعد به مقدار قابل ملاحظهای افزایش مییابد؛ برخی این افزایش را حتی ده برابر بیشتر از معمول میدانند.
خطر بارداریهای خارج از رحم: طبق تحقیقات مختلف، خطر بارداریهای خارج از رحم - در لولۀ تخمدان - در زنانی که جنین خود را سقط کردهاند دو برابر بیشتر از زنان دیگر است.
بیماریهای التهابی لگن: این بیماری عفونی که با تب شدید همراه است یکی از عوارض جدی سقط جنین است که احتمال بروز آن بعد از سقط جنین به ۳۰ درصد میرسد. از پیآمدهای دیگر این بیماری میتوان دردهای مزمن لگن و نازایی را برشمرد.
خطر مرگ: در سقط جنین به علت امکان بیشتر بروز خونریزی، عفونت، انسداد جریان خون در نتیجۀ بروز آمبولی (یا وجود لختۀ خون در شریان) و عوارض بیهوشی، خطر مرگ دو برابر بیشتر از معمول است.
عوارض روانی سقط جنین
علاوه بر مشکلات متعدد فیزیکی، سقط جنین عوارض روانی و روحانی بسیاری بههمراه دارد. مطالعات مختلف نشان داده است که هر چند عوارض فیزیکی سقط جنین، نیمی از زنان را مبتلا میکند، اما مشکلات روانی و عاطفی تقریباً شامل همۀ زنانی که سقط جنین عمد انجام دادهاند میشود.
احساس تقصیر و پشیمانی: بررسیهای متعدد نشان میدهد که ۱۶-۲۵ درصد از زنان، بعد از سقط جنین از احساس تقصیر شدید رنج میبرند. پارهای از زنانی که کودکانشان را سقط کردهاند هر اتفاق ناخوشایند و سختی را در زندگی خود حق خود میدانند. هر چند شاید به زبان نمیآورند اما از ته دل معتقدند که هر اتفاق ناگوار در زندگیشان، قصاص جنایتی است که مرتکب شدهاند و مستحق آنند. برخی اوقات اختلالات عصبی که در نتیجۀ احساس تقصیر میباشد بهحدی است که شخص مدام خود را آزار میدهد و تنبیه میکند؛ او راحتی و آسایش دیگران را همیشه بر خود مقدم میداند، زیرا عمیقاً بر این باور است که او هیچ اهمیت و ارزشی ندارد.
خشم و عصبانیت شدید: یکی دیگر از اختلالات روانی سقط جنین، که با موضوع ذکر شده ارتباط نزدیک دارد نگرانی و تشویش است که با خشم و عصبانیت، کجخلقی و زودرنجی خود را نشان میدهد. از این گذشته نگرانی شدید، سبب کمخوابی یا بیخوابی، سردردهای مزمن، تشدد ضربان قلب، سوزش معده و عدم تمرکز میشود یکی از مطالعاتی که روی زنانی که کودکان خود را سقط کردهاند انجام شده، نشان میدهد که ۹۲ درصد از آنان از خشم درونی و عصبانیت رنج میبرند و بسیاری از آنان از شدت احساسات خود در حیرتاند!
خونسردی و بیعاطفهگی: بسیاری از مادرانی که جنین خود را سقط کردهاند، ناآگاهانه با خود عهدی پنهانی بستهاند که هرگز خود را در موقعیتی قرار ندهند که ضعف و آسیبپذیری آنان را بروز دهد. تلاش آنها بر این است که دردهای عاطفی را کمتر احساس کنند؛ بنابراین دل خود را سخت میسازند تا کمتر تحت تأثیر احساسات قرار گیرند. در بسیاری موارد آنان کاملاً انکار میکنند که سقط جنین ضربۀ روحی و روانی به آنها زده است. انکار و کتمان ضربات عاطفی سقط جنین به شخص کمک میکند تا با دشواریِ وضعیت و تصمیم خود کنار بیاید و آن را تحمل کند. اما متأسفانه همین خونسردی عاطفی، کتمان و پنهان کردن احساسات آسیبدیده است که مانع میشود با اندوه و درد درونی خود روبرو شوند و آن را به حضور شفابخش خدا برند
توجیه کردن و طفره رفتن: زنانی که از رویارویی با صدمات عاطفی سقط جنین در هراسند، ممکن است به روشهای مختلفی، از مواجه شدن با آن سر باز زنند. سرگرم شدن با کار و شغل ، مشغولیت به کارهای فوقبرنامه و حتی امور خیریه ویا نشان دادن وسواس شدید در کارهای خانه، طُرُقی است که شخص تمام انرژی بدنی و فکری خود را بهکار میبرد تا فرصتی برای رویارویی با وجدان پیش نیاید.
افسردگی: در بین مادران و نیز پدرانی که تن به نابود کردن جنین خود دادهاند، و متوجه وخامت و جبرانناپذیری عمل خود شدهاند، افسردگی عمومیت بیشتری دارد. این افسردگی نه تنها بر خود شخص اثر میگذارد بلکه بر روابط او با دیگران نیز تأثیر میگذارد. مخصوصاً روابط زناشویی شدیداً تحتالشعاع قرار میگیرند. خانواده و کودکان دیگر نیز قربانیان این غم و پریشانحالیاند.
متأسفانه در شمار قابل ملاحظهای از مادران، شدت افسردگی به حدی است که مدام فکر خودکشی را در سر میپرورانند. احساس بیارزشی، کمبود عزت نفس و احساس طردشدگی عواملی هستند که این احساسات را تشدید میکنند. برای پارهای از مادران و پدران پناه بردن به الکل و یا مواد مخدر تسکین کاذبی برای فرار از غم و افسردگی است.
دیدن کابوس و بازتاب مجدد تجربۀ سقط جنین: پس از گذشت ۵ سال از تجربۀ تلخ سقط جنین، نسرین میگوید: «شبهای زیادی خواب کودکی را که سقط کردهام میبینم. همیشه این کابوس یکسان است و تنها تفاوت آن این است که هر سال که میگذرد این طفل در خواب من به همان میزان بزرگتر میشود. در این کابوس، کودک من از دور به طرف من میآید و من آغوش خود را برای او باز کردهام و با شوق و شادی او را بهطرف خود صدا میزنم. او دوان دوان بهسوی من میآید، اما همین که به چند قدمی من میرسد مانند یک عروسک چینی شکسته میشود و فرو میریزد.» برای بسیاری از مادران، عوامل مختلف، مانند مطب دکتر، بوی دارو، صداهایی که شبیه صدای دستگاه مکنده است مانند جارو برقی، خاطرات تلخ سقط جنین را برای آنها تازه میکند و سبب میشود که آنها با عصبانیت، هراس و یا افسردگی غیر قابل پیشبینی شده واکنش نشان دهند.
اختلالات عصبی در سالگرد سقط جنین: واکنشهای منفی در سالگرد سقط جنین و یا زمان تقریبی تولد کودک یکی از غمانگیزترین پیامدهای روانی سقط جنین است. تحقیقات نشان میدهد که در ۵۴ درصد از مادرانی که سقط جنین کردهاند عوارض روانی ذکر شده، در زمان سالگرد سقط جنین یا موعد تولد کودک، تشدید میشود.
کلام خدا و کودکان زاده نشده
قالبِ طراحیِ ارزشمند خالق
تلاش و جستجوی ما برای پی بردن به ماهیت وجود خود و ارزش انسانیمان، ما را به ابتدای خلقت و هدف خدا از آفرینش بشر متوجه میکند و در این عبارت خلاصه میشود که «زیرا خدا انسان را به صورت خود آفرید» (پیدایش۱:۲۶-۲۷ یا ۹:۶). همین ارزش است که انسان را از حیوانات متمایز میکند و او را بر موجودات مخلوق دیگر برتری میدهد. به بیان دیگر حیات آفریده شده بهصورت خدا، توصیف خلقت والای خالق است و اهمیت حفظ آن احترام به صانع است نه به مصنوع. خدا انسان را به صورت خود ساخت و مالک جان اوست. پس این آیه نه تنها از ارزش وجودی ما در تصویری که ما از خالق خود در ماهیت و ذات خود حمل میکنیم گواهی میدهد، بلکه حاکمیت خدا را بر حیات انسان به تصویر میکشد. پرفسور ریچارد هِیس استاد کتابمقدس این موضوع را چنین بیان میکند: «ما انسانها خلقت دست خدا هستیم؛ نه خود را خلق کردهایم و نه متعلق به خود هستیم. با این جهانبینی . . . سقط جنین خطاست به همان دلیل که خودکشی خطاست: دیدگاهی که گستاخانه فرض را بر آن میگیرد که حق و اختیار دارد که حیاتی را که متعلق به او نیست دور بیندازد.»
علاوه بر آن در مزمور ۱۳۹ آیات ۱۳-۱۶ چنین میخوانیم: «زیرا باطن مرا تو آفریدی؛ تو مرا در رحم مادرم در هم تنیدی. تو را میستایم، زیرا عجیب و مهیب ساخته شدهام؛ اعمال تو شگفتانگیزند، جان من این را نیک میداند. استخوانبندیام از تو پنهان نبود، چون در نهان ساخته میشدم. آنگاه که در ژرفای زمین تنیده میشدم، دیدگانت کالبد شکلناگرفتۀ مرا میدید. همه روزهایی که برایم رقم زده شد در کتاب تو ثبت گردید، پیش از آنکه هیچیک هنوز پدید آمده باشد.» در عبارات زیبای بالا، مزمور نویس به زبان شعر و با استعارات ادبی، خدای عالِمِ کُل را برای آگاهی و بینش او از نهانترین جنبههای زندگیِ فردی خود ستایش میکند. یکی از شگفتترین جنبهها برای او آغاز پیدایشاش در رحم مادر است. استعاراتی مانند "تنیده شدن در ژرفای زمین" یا "عجیب و مهیب ساخته شدن" یا "دیدن کالبد ناشکل گرفتۀ من" و "ثبت شدن روزهایی که برایم رقم زده شد" گویای مهارت هنرمندانه، پیشدانی و پیچیدگی کارِ خالق در آفرینش انسانی است که هنوز متولد نگشته است. از این گذشته طرز نگرش خدا را بر این موجود - نه بهعنوان یک بافت یا تکهای گوشت و سلول- بلکه بهعنوان یک انسان، که خدا از آفرینش او مقصود و هدفی دارد مشخص میکند
اهمیت و ارزش خدا به حیات انسان از بدو آفرینش هر فرد، نه تنها در مزمور ۱۳۹ بلکه در جایجای کتابمقدس بیان شده است. بهعنوان مثال رجوع کنید به ایوب ۳۱:۱۵؛ مزمور ۲۲:۹-۱۹ و ۷۱:۶؛ اشعیا ۴۴:۲؛ ۴۹:۱و۵ و ارمیا ۱:۵. علاوه بر این چه در عهدعتیق و چه در عهدجدید در اشارات مختلف به کودکان زاده نشده یا جنین، دو واژه مختلف و متمایز بهکار برده نمیشود. کودکان قبل از زاده شدن از دیدگاه نویسندگان کتابمقدس، (که با الهام روح خدا کتابمقدس را به نگارش در میآوردند) همان انسانی هستند که بعد از زاده شدن هستند (بهعنوان مثال رجوع کنید به مزمور ۲۲:۹-۱۰ و یا انجیل لوقا ۱:۳۶ و ۲:۶-۷).
در زمانی که الیزابت مادر یحیای تعمیددهنده پس از سالها نازایی باردار شده بود، مریم مادر عیسی به دیدار او میرود. بهمحض اینکه مریم به خانۀ الیزابت وارد میشود و او را سلام میگوید، طفلِ الیزابت در رحم او به جست و خیز در میآید و الیزابت درک میکند که شادیِ طفل زاده نشدۀ او از این دیدار مبارک، با جست و خیزش در شکم ابراز شده است (انجیل لوقا ۱:۳۹-۴۵). نه تنها الیزابت، بلکه راوی این ماجرا، دکتر لوقا، نیز همین درک را از جست و خیز یحیی در شکم مادر دارد (۴۱). در همین دیدار است که الیزابت به قدرت روحالقدس درک میکند که مریم، این زن خجسته، مسیح موعود را در راه دارد. کوچکترین و محتاطانهترین تفسیر از این متن، ما را به این نتیجهگیری میرساند که کودکان زاده نشده قابلیت نشان دادن واکنش به شادی و هیجان روحانی مادر را دارند. آیا میتوان گفت که بروز این شادی و جست و خیز، در نتیجۀ هیجان وارده بر یک تکه بافت و گوشت است؟ کتابمقدس از این نیز فراتر میرود و علاوه بر قابلیت عاطفی، اشارهای به عنصری روحانی در کودک زاده نشده دارد. بهعنوان مثال در مورد خود یحیی میگوید که او «حتی از شکم مادر، پر از روحالقدس خواهد بود» (لوقا ۱:۱۵). بدون شک، در آینده، عملکرد این عنصر روحانی در دعوت و خدمت یحیی تعمیددهنده بهوضوح نمایان میشد. آیا چیزی غیر از انسان میتواند از روح پر گردد؟ آیا گوشت و خون و سلولی که هنوز انسان نشده، گنجایش پر شدن از روحالقدس را دارد؟ پر واضح است که پاسخ صادقانه به این پرسش ما را به این نتیجهگیری میرساند که کودکان زاده نشده انسان هستند نه یک بافت سلولی بیهویت و بدون هیچ قابلیت عاطفی و روحانی.
در سراسر کتابمقدس باروری و داشتن فرزندان مفهومی مثبت داشت و علامت برکت، نعمت و موهبتی الهی بود. فرزندان نیز هدیهای از طرف خداوند محسوب میشدند؛ بهعنوان مثال در مزمور ۱۲۷:۳ میخوانیم: «فرزندان میراثی از جانب خداوندند و ثمرۀ رحم، پاداشی از سوی او.» در جای دیگر بارداری زن نازاد را نشانۀ برکت خدا بر او میبینیم: «زن نازاد را خانوادهدار میسازد، مادر شادمان فرزندان» (مزمور ۱۱۳:۹). بارداری و صاحب فرزند شدن در فرهنگ کتابمقدس امری خوشایند بود و با شادی پذیرفته میشد (نگاه کنید به پیدایش ۲۱:۶-۷ و اول سموئیل ۱-۲ و لوقا ۱). در حقیقت در هیچ جای کتابمقدس بارداری بهعنوان یک معضل اجتماعی و یا خانوادگی اشاره نشده است. بهعکس مرگ نوزادان و یا سقط شدن آنان منشاء غم و شرمساری برای خانواده و قوم بود و در مواردی نیز نازایی نشانۀ داوری خدا محسوب میشد (نگاه کنید به پیدایش ۲۰:۱۷ و ۲۱:۱-۲۱ و ۳۰:۲۲-۲۳؛ خروج ۲۳:۲۶؛ اول سموئیل ۱:۶؛ هوشع ۹:۱۴).
پاسخ مسیحیان به سقط جنین
به عنوان مسیحیان اعتقادات ما نیست که ما را نجات میدهد بلکه عملی که از ایمان ناشی میشود. آیا معضل سقط جنین مربوط به ما مسیحیان ایرانی عصر حاضر است یا تنها مشکل زنان یا دکتران یا سیاستمداران است؟ شاید بتوان پاسخ مسیحیان را به معضل سقط جنین در عناوین زیر خلاصه کرد:
- برای پایان گرفتن معضل سقط جنین دعا کنید.
در مورد سقط جنین مطالعه کنید.
در مورد سقط جنین به دیگران تعلیم دهید.
آمادۀ پاسخ دادن به سؤالات مشکل باشید.
در مورد روشهای ضد بارداری تحقیق کنید.
برای بررسی کامل این موضوع به فصل آخر کتاب "سقط جنین حق یا ناحق؟" اثر همین نویسنده، انتشارات ایلام، مراجعه کنید.)
همانطور که در ابتدا گفته شد هدف ارائۀ این درس محکومیت نبود و نیست بلکه بودن صدایی برای آنانی که صدایشان به گوش کسی رسیده نمیشود و نیز وسیلهای برای آزاد شدن کسانی که در زیر بار تقصیر ناشی از این عمل به سر میبرند. این آیه مستقیم مربوط به موضوع سقط جنین نیست اما غمی که در آن صحبت میشود و تسلی ناشی از رحمت خدا بی ربط هم به آسیبهای روحی سقط جنین نیست. «آوازی در رامه شنیده شد ماتم و گریه بسیار تلخ که راحیل برای فرزندان خود گریه میکند و برای فرزندان خود تسلی نمیپذیرد زیرا که نیستند. خداوند چنین میگوید:« آواز خود را از گریه و چشمان خود را از اشک باز دار... به جهت عاقبت تو امید هست و فرزندانت به حدود خویش خواهند برگشت». ارمیا ۳۱: ۱۵ - ۱۷
با وجود این گریۀ تلخ و ماتم برای فرزندانی که نیستند... گریهای تسلی ناپذیر و غمیدائمی و گناهی گریبانگیر و حس تقصیری کشنده، با اعتراف، توبه و طلب بخشش از خدا میتوان آزاد شود. انجام این کار و دریافت بخشش خدا سبب بخشش، شفا و آزادی خواهد شد.
-- پایان متن سخنرانی--








ارائۀ مجلۀ شبان (که از سال ۲۰۰۰ منتشر میشود) به همراه آرشیو غنی از تعالیم، کتابها و موعظهها در تارنمای 
نمیدونم باید ناراحت باشم اعتراف کنم من مسیحی هستم یانه چون من دانسته حکم
خداوندمان راشکستم شاید از ترس که کسی نفهمه نمیدونم
ولی امشب میدونم که من لایقه نام مسیحی برخودم نیستم ونمیخوام برای من دلسوزی یا از
گناه خودم کم کنم چون دانسته من هم زناکردم هم قتل برایم دعاکنید شاید دعا که خدا
که خدا مرامجازات کند چون من از تمامی احکام باخبر ومیشباسم .........دعاکنید