You are here: Home فلسفه روش‌ نقد انديشه‌ چگونه‌ است‌؟

كانون فرهنگ و اندیشه مسیحی

روش‌ نقد انديشه‌ چگونه‌ است‌؟

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
ar-ar-p03آنچه‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ سؤال‌ می‌آيد، در واقع‌، روشهای عام‌ نقد انديشه‌ است‌، و نقد در حوزه‌های‌ تخصصی‌ هر علم‌، مخصوص‌ صاحب‌نظران‌ همان‌ علم‌ است‌. روش‌ نقد انديشه‌، روشی‌ است‌ با ماهيت‌ عقلی‌ كه‌ خود وامدار چند علم‌ است‌، و برای‌ تحقق‌ آن‌ به‌ منطق‌ صوری‌ (در مقابل‌ مادی‌)، معرفت‌شناسی، فلسفه‌ علم‌، و بنابر يك‌ نظر، به‌ روش‌شناسی‌ نيز نياز هست‌.

به‌ طور خلاصه‌ می‌توان‌ گفت‌: هشت‌ مطلب‌ مهم‌ در كار نقد وجود دارد، كه‌ هر ناقد موفقی‌ باید آنها را در نقد خویش‌ رعایت‌ كند:

اول‌- نقد كننده‌ باید ابتدا مدّعای‌ مخاطب‌ را تشخیص‌ دهد، و بعد از تشخیص‌ مدّعا به‌ دلیل‌ یا ادلّه‌ی‌ او بپردازد. برای‌ تشخیص‌ مدّعا دو كار لازم‌ است‌:

یكی‌ آنكه‌ ابتدا نكات‌ اصلی‌ را از نكات‌ فرعی‌ تمیز دهد. نكاتی‌ كه‌ اگر در نوشته‌ نباشند یا فهم‌ نشوند، كل‌ نوشته‌ ارزش‌ خود را از دست‌ می‌دهد، نكات‌ اصلی‌اند و نكاتی‌ كه‌ اگر در نوشته‌ نباشند یا فهم‌ نشوند یا پذیرفته‌ نشوند، ارزش‌ نوشته‌ همچنان‌ باقی‌ است‌، نكات‌ فرعی‌اند. نكات‌ اصلی‌ و فرعی‌، زیر مجموعه‌ی‌ مدّعا هستند كه‌ برای‌ ایضاح‌ مدّعا و اثبات‌ دلیل‌ به‌ كار می‌آیند.

معمولاً نویسنده‌ نكات‌ فرعی‌ را برای‌ پركردن‌ خلل‌ و فرج‌ اطلاعات‌ خواننده‌ می‌آورد، و گاهی‌ هم‌ برای‌ رفع‌ سوءظن‌ یا سوءتفاهم‌؛ و فراوان‌ هم‌ نوشته‌هایی‌ یافت‌ می‌شوند كه‌ نكات‌ فرعی‌ را برای‌ فضل‌ فروشی‌ می‌آورند، به‌طوری‌ كه‌ فضل‌ فروشی‌ آنها باعث‌ فراموشی‌ مدّعا و دلیل‌ می‌شود.

دوم‌ آنكه‌ ناقد برای‌ اینكه‌ به‌ مخاطب‌ خود و نویسنده‌ نشان‌ دهد كه‌ مدّعا را درست‌ فهم‌ كرده‌ است‌، تقریر و توضیحی‌ نو از مدّعا به‌ دست‌ دهد، به‌ طوری‌ كه‌ شكی‌ نماند كه‌ اصل‌ مدّعا كاملاً فهم‌ شده‌ است‌. رسم‌ دروس‌ عالی‌ حوزه‌ بر این‌ بوده‌ است‌ كه‌ ابتدا مدّعا را تقریر می‌كنند و آن‌ گاه‌ به‌ نقد آن‌ می‌نشینند؛ قدمای‌ ما در نوشته‌های‌ خود دقیقاً بر مدّعا تصریح‌ می‌كردند و لذا كار ناقد را آسان‌ می‌كرد، ولی‌ متأسفانه‌ در نوشته‌های‌ امروزی‌، مدّعا دقیقاً مشخص‌ نمی‌شود، و از این‌ رو كار بر ناقد مشكل‌ می‌شود.

دوم‌- ناقد باید مشخص‌ كند كه‌ با مدّعا مخالف‌ است‌ یا با دلیل‌ یا با هر دو؛ تفكیك‌ هر یك‌ از حیثیتها اهمیت‌ بسزایی‌ دارد؛ مثلاً: ممكن‌ است‌ كسی‌ بر این‌ ادّعا كه‌ «خدا وجود دارد» دلیلی‌ اقامه‌ كند، و ناقدی‌ در عین‌ قبول‌ مدّعای‌ او به‌ نقد دلیل‌ او بنشیند و آن‌ را وافی‌ به‌ مقصود نداند. گاهی‌ هم‌، ناقد نه‌ مدّعا را قبول‌ دارد و نه‌ دلیل‌ را، كه‌ در این‌ صورت‌ باید نقیض‌ مدّعا را اثبات‌ كند.

سوم‌- در ابتدای‌ نقد، خوب‌ است‌ كه‌ ناقد، زمینه‌ و سوابق‌ بحث‌ را نشان‌ دهد، این‌ كار سه‌ اثر مهم‌ را پی‌ دارد:

۱- معلوم‌ می‌شود كه‌ در گذشته‌ درباره‌ی‌ این‌ بحث‌ چه‌ سخنانی‌ ردّوبدل‌ شده‌ است‌.
۲- معلوم‌ می‌شود كه‌ نویسنده‌ نوآوری‌ كرده‌ است‌، یا سخن‌ سابقین‌ برخود را بازگو می‌كند.
۳- سرقتهای‌ ادبی‌ و علمی‌ دانسته‌ می‌شود.

چهارم‌- ناقد به‌ قوه‌ی‌ نقد خویش‌ و در پرتو وسعت‌ معلومات‌، به‌ پیش‌فرضها و لوازم‌ قول‌ نویسنده‌ اشاره‌ می‌كند. پیش‌فرضها مبانی‌ و اصول‌ موضوعه‌ای‌ هستند كه‌ به‌ گمان‌ نویسنده‌، مسلّم‌ فرض‌ شده‌ است‌؛ و به‌ تعبیر دیگر، پیش‌فرضها سطور نانوشته‌ هر مدّعایی‌ است‌. همچنین‌ ناقد با اشاره‌ به‌ لوازم‌ قول‌ نویسنده‌، میزان‌ اشتراك‌ او را با دیگران‌ در این‌ رأی‌، مشخص‌ می‌كند، و دیگر آنكه‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ با قبول‌ چنین‌ رأیی‌، نویسنده‌ باید نظریه‌های‌ دیگری‌ را كه‌ لازمه‌ی‌ رأی‌ اول‌ است‌، بپذیرد.

پنجم‌- تفكیك‌ انگیزه‌ از انگیخته‌: انگیزه‌؛ یعنی‌ مقصد، نیت‌ و هدف‌ نویسنده‌، و انگیخته‌؛ یعنی‌ اصل‌ مدّعایی‌ كه‌ در بیان‌ نویسنده‌ آمده‌ است‌ و برای‌ آن‌ استدلال‌ می‌كند. حال‌ هرگاه‌ انگیزه‌ به‌ مدّعای‌ اصلی‌ سرایت‌ كند، مغالطه‌ی‌ خلط‌ «انگیزه‌ با انگیخته‌» صورت‌ گرفته‌ است‌. همان‌ طور كه‌ اشتباه‌ است‌ بگوییم‌: فلان‌ نویسنده‌ چون‌ از سر صدق‌ و اخلاص‌ مطلبی‌ را می‌نوشته‌ است‌، باید از خطاهای‌ او چشم‌پوشی‌ كنیم‌، همین‌ طور نیز اشتباه‌ است‌ كه‌ بگوییم‌: فلان‌ نویسنده‌ چون‌ از سر سوءنیّت‌ مطلبی‌ را نوشته‌ است‌، درستی‌ و دقت‌ او را در نوشته‌اش‌ نادیده‌ بگیریم‌. علاوه‌ بر اینكه‌ اولاً: تشخیص‌ و كشف‌ مقاصد اگر محال‌ نباشند، كار بسیار دشورای‌ است‌ و معمولاً رجماً بالغیب‌ به‌ سوءانگیزه‌ها اشاره‌ می‌شود؛ و ثانیاً: بر فرضِ علم‌ به‌ سوءنیت‌، چگونه‌ می‌توان‌ نادرستی‌ مطلبی‌ را از آن‌ نتیجه‌ گرفت‌؟ این‌ كلام‌ حضرت‌ امیر(ع‌) كه‌ فرمود: «كَلِمَةُ حَقٍّ یُر'ادُبِهَا الْب'اطِلُ»، حاوی‌ این‌ مطلب‌ است‌ كه‌ هیچ‌ راهی‌ از سوءنیت‌ به‌ سقم‌ مطلب‌ نیست‌؛ و لذا در نقد فقط‌ باید به‌ نوشته‌ توجه‌ كرد، نه‌ به‌ نویسنده‌، و امروزه‌ متأسفانه‌ بسیار شاهد چنین‌ مغالطه‌ای‌ هستیم‌.

ششم‌- بیان‌ دلیل‌ ردّ مدّعا یا ادلّه‌ مؤلف‌ یا هر دو: در اینجا ناقد با اتكا بر قوّه‌ تفكر و معلومات‌ خویش‌، و نیز با توجه‌ به‌ مغالطه‌های‌ احتمالی‌، در صدد ردّ دلیل‌ یا مدّعا یا هر دو برمی‌آید.

هفتم‌- نشان‌ دادن‌ نقاط‌ قوت‌ اندیشه‌: نقد اندیشه‌ لزوماً به‌ معنای‌ ردّ آن‌ نیست‌، بلكه‌ نقد به‌ معنای‌ ارزیابی‌ و وارسی‌ اندیشه‌ است‌؛ لذا جا دارد كه‌ ناقد، نقاط‌ قوت‌ اندیشه‌ را نیز بیان‌ كند. در بیان‌ این‌ نقاط‌ قوّت‌، باید از هرگونه‌ مداحی‌ یا چاپلوسی‌ احتراز كرد، و فقط‌ با ارائه‌ ادلّه‌ یا قرینه‌هایی‌ نشان‌ داد كه‌ كلام‌ یا نوشته‌ی‌ نویسنده‌ از چه‌ میزان‌ قوّتی‌ برخوردار است‌.

هشتم‌- ارائه‌ طریق‌: در این‌ قسمت‌، ناقد دو نوع‌ راهنمایی‌ می‌تواند داشته‌ باشد: یكی‌ تذكرات‌ و راهنماییهایی‌ به‌ نویسنده‌، كه‌ مثلاً: اگر فلان‌ كتاب‌ یا مقاله‌ را رجوع‌ كنید، خوب‌ است‌ یا پیشنهاد می‌شود سیر بحث‌ را به‌ این‌ طریق‌ عوض‌ كنید و...؛ دوم‌ آنكه‌ به‌ خواننده‌ ارائه‌ طریق‌ كند كه‌ مثلاً: قبل‌ از مطالعه‌ی‌ این‌ مقاله‌، فلان‌ مطلب‌ را بخوانید، یا برای‌ فهم‌ بهتر مطالب‌ به‌ فلان‌ منبع‌ مراجعه‌ كنید.

سه‌ نكته‌

۱- مطالب‌ هشت‌گانه‌ی‌ فوق‌ در نقد مهمند، و تقدیم‌ و تأخیر در این‌ نكات‌ نیز رواست‌ و ترتیب‌ منطقی‌ ندارند؛ چنین‌ نقدهایی‌ محفوف‌ به‌ انگیزه‌های‌ شخصی‌ نمی‌شوند، گذشته‌ از اینكه‌ موجب‌ پیشرفت‌ علم‌ در آن‌ موضوع‌ خاص‌ می‌شوند. امروزه‌ كه‌ بحث‌ نقد و مناظره‌ در بین‌ ما رایج‌ شده‌ است‌، نقدهایی‌ كه‌ صفات‌ فوق‌ را داشته‌ باشند انگشت‌ شمارند، و به‌ طور كلی‌ نقدنویسی‌ در فرهنگ‌ ما بسیار ضعیف‌ است‌.

۲- كشف‌ مغالطه‌های‌ منطقی‌ در نقد، اهمیت‌ بسزایی‌ دارند. مغالطه‌ها در كتب‌ منطقی‌ مرسوم‌ در حوزه‌ها و دانشگاههای‌ ما، سیزده‌ و گاهی‌ شانزده‌ عدد شمرده‌ شده‌اند؛ ولی‌ در نوشته‌های‌ غربیان‌ در كتابهای‌ منطقی‌ و آثار مربوط‌ به‌ نقد تفكر، از مغالطه‌های‌ بیشتری‌ (حدود هفتاد مغالطه‌) یاد شده‌ است‌. برای‌ اطلاع‌ بیشتر می‌توانید به‌ منابع‌ زیر مراجعه‌ كنید. (۱)

۳- در یك‌ تحقیق‌ موفق‌ نیز باید مطالب‌ هشت‌گانه‌ی‌ فوق‌ را در نظر داشت‌؛ اما باید افزود كه‌ در امر تحقیق‌، پژوهشگر درصدد است‌ تا بر خرابه‌ها بنایی‌ نو بسازد و رأیی‌ جدید ابداع‌ كند، لذا نقد، شرط‌ لازم‌ تحقیق‌ است‌، نه‌ شرط‌ كافی‌ آن‌.

در تحقیق‌، محقق‌ از رأی‌ خود به‌ دو صورت‌ دفاع‌ می‌كند:

یكی‌ اینكه‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ واقع‌ همین‌ است‌ كه‌ او معتقد است‌ (در منطق‌ و ریاضی‌)؛
دوم‌ آنكه‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ رأی‌ او اشكال‌ كمتری‌ دارد (غالباً در علوم‌ انسانی‌). (۲)


پانوشتها:

1. - Demorgan; The book of Fallacy
- Ramsy; Fallacies
- Gilbert Ryle; Introduction to Detecting Fallacy
- Madsen Pirie; The Book of the Fallacy, A training manual for intellectual subversives, Routledge and Kegan, 1985.

2. فصلنامه‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ ، سال‌ اول‌، شماره‌ چهارم‌، پاییز 1372.


منبع: کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت



(Social Bookmarking) ارسال این صفحه به شبكه‏های اجتماعی
Balatarin! Donbaleh Google! Facebook! TwitThis
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

کتاب‌مقدس

bkrw
تورات (عهدقدیم) و انجیل (عهدجدید)

شعر

mdl-artptry
از شعرای مسیحی، شعر با مضامین مسیحی و مطالب زیاد دیگری در مورد شعر

مزمور

sam4 وب‌سایت بنیاد هنر مسیحیان ایران وب‌سایتی برای هنرمندان مسیحی، برگزار کنندۀ جشنواره‌های هنری، و ارائه کنندۀ مطالبی در زمینه‌های هنر، موسیقی، پرستش، و مطالب دیگر

موسسه خدماتی تعلیم

sam2ارائۀ مجلۀ شبان (که از سال ۲۰۰۰ منتشر می‌شود) به همراه آرشیو غنی از تعالیم، کتابها و موعظه‌ها در تارنمای تعلیم

مجله و تلوزیون کلمه

sam1کلمه مجله‌ای است غنی و در خدمت ایمان و فرهنگ مسیحان ایرانی که از سال ۱۹۹۵ فعالیت می‌کند