Home » تصویری » مستند کوتاه دشمن من ، برادر من

مستند کوتاه دشمن من ، برادر من

از دل جنگ و خشونتی که در جنگ هشت ساله میان ایران و عراق دامنگیر شهروندان این دو کشور شد داستانی شیرین در فیلم مستند «دشمن من، برادر من» به تصویر کشیده شده است. این فیلم روایت زندگی دو سرباز در دو سوی مقابل این جبهه است؛ روایت دو دشمن که به برادرانی جانی تبدیل شدند. ناجح و زاهد که حالا ساکن شهر ونکور کانادا هستند، داستان تکان‌دهنده‌ای دارند. هر دو در مقطعی از زندگی خود با مرگ روبرو شدند اما زنده ماندند و زندگی آنها روایت شیرینی شد از شجاعت،‌ بخشش، امید، و برادری. هر دوی آنها اسیر جنگی شدند و مهاجرت به کشوری غریت را تجربه کردند. اما ملاقات مجدد آنها خود داستان شیرین‌تری است که بیننده را با عمیق‌ترین احساسات انسانی روبرو می‌سازد.

MEMB_bunker
صحنه‌ای از فیلم «دشمن من، برادر من» – نجات جان دشمنی زخمی

ناجح و زاهد ۲۱ سال بعد در یک مرکز مشاوره قربانیان شکنجه با هم روبرو شدند در حالی که هر دو از خانواده جدا و در جستجوی آنها بودند.

زاهد که چندین سال از خانواده خود دور افتاده بود، پدر خود را  تازه پیدا کرده است. رابطه او با پدرش که حالا با سرطان مغز در مبارزه است، زخمهای عمیقی را در یاد و خاطرش باقی گذاشته. اما او امیدوار است تا پیش از اینکه دیر بشود با پدر دیدار کرده و گذشته را پشت سر بگذارد.

ارتباط ناجح هم با همسر و فرزندش در زمان اسارت قطع شد. او هیچگاه حاضر به ازدواج مجدد نشد. حالا خبرهایی از فرزند گمشده‌اش دریافت کرده که او را برای بازگشت به کشورش به هیجان آورده است.

فیلم «دشمن من، برادر من» روایت امید، بخشش، محبت و نجات است. شما را به دیدن این فیلم دعوت می‌کنیم.

نظر خود را درباره این فیلم با ما در میان بگذارید.

سایت رسمی سازندگان مستند

Check Also

نقاط عطف تاریخی در مأموریت کلیسا

ویدیوی حاضر اثری ارزشمند از برگزارکنندگان بزرگترین گردهمایی مسیحیان بشارتی در «لوزان» است که به تاریخ میسیون می‌پردازد. امید و نامیدی در تار پود پر فراز و نشیب کلیسا موج می‌زند. هر جا که عده‌ای از مسیحیان با دیدن فجایع، جفاها و جنگ‌ها پایان جهان را انتظار داشتند، خدا نقطه عطف تازه‌ای در گسترش کار نجات‌بخش انجیل ایجاد کرده است.

One comment

  1. من یک نومسیحی ایرانی در یزد هستم که با ایمان به مسیح از رنج وشکنجه ۴۷ سال حیات بی هدف و پر دد رها وازاد شدم هه عمر من در خشم ذهنی و فیزیکی نسبت به خودم خدا و مردم گذشت نژاد پرستی کمونیسم با رویکرد فاشیستی وده ها صفت پلید دیگر کمترین سیاهی های درونم بود البته تنها یک وجه اخلاقی را در همه عمرم داشتم وتا قادر بودم بدان عمل کردم وان رعایت حق دیگران بود اما هرگز با وجود مطالعات فلسفی بسیار زیاد حتی لحظه ای حس ارامش نکردم زخمها درون روحم را میخورد و تاول های چرکین بی ایمانی سراسر روانم را الوده بود اما ناگهان پدر اسمانی حقیقت را از طریق دوست قدیمی ای که فیلم بهشت حقیقی است وسپس مصایب مسیح را برایم اورد وبا هم دیدیم برایم اشکار ساخت در دوسال گذشته در دریای الطاف مسیح بوده ام زخم هایم التیام یافته و دوستانم نیز به مسیح ایمان اورده اند انها تغییر مرا معجزه روشن مسیح میگویند ومن ایمان اوردن انها را همچنین دیگر میدانم که همه انسانها برادران وخواهران مایند و تنها چیزی که باعث خشم ونفرت این فرزندان خداوند از یکدیگر میشود بی هیچ تردیدی مکر ودروغ شیطان و اعوان پلیدش است که حقیقت برادری و خواهری را از ادمیان با حجابهای ظلمانی وسوسه پنهان داشته اندبشریت هیچ راهی جز برگزیدن ایمان به عیسای مسیح پسر پدر اسمانی ما نداشته ندارد ونخواهد داشت امیدوارم پدر اسمانی بر ما رحمت اورد و ایمان به عیسی مسیح را به همه ادمیان عطا فرماید امین نام خداوند پدر مقدس باد هله لویا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *