خانه » مقاله‌ها » علم و تکنولوژی » تأثیر فیس‌بوک بر روابط اجتماعی

تأثیر فیس‌بوک بر روابط اجتماعی

ar-ar-c10به اعتقاد برخی، شبکه‌های اجتماعی در اینترنت و دیگر وسایل ارتباط الکترونیکی می‌تواند ما را از برخی خصوصیات انسانی که در زندگی اجتماعی اهمیت بسیاری دارند، محروم کند و یا بر قوۀ تصمیم‌گیری ما در مسائل اخلاقی تأثیر مخرب داشته باشند. اما آیا می‌توان مزایای چشمگیر این نوع تکنولوژی را نادیده گرفت؟

اسقف اعظم وست‌مینیستر، وینسنت نیکولاس، در مصاحبه اخیر خود با ساندی تلگراف، از تأثیر منفی شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و دیگر وسایل ارتباط الکترونیکی ابراز نگرانی کرد. وی در این مصاحبه گفت: «من فکر می‌کنم این نگرانی وجود داشته باشد که استفادۀ مفرط -یا تقریباً مفرط- از پیامک و ایمیل به این معناست که ما در حال از دست دادن توان برقراری ارتباط شخصی هستیم که لازمۀ زندگی مشترک و ساختن یک اجتماع هستند.»

اسقف اضافه کرد: «ما در حال از دست دادن مهارت‌های اجتماعی هستیم، مهارت‌هایی که در روابط انسانی ما کارآیی دارند، مثل اینکه چطور احساس یک نفر را درک کنیم، یا چطور حالات و حرکات یک نفر را بخوانیم، و اینکه چگونه صبوری به خرج دهیم تا در زمان مناسب نکته‌ای را به زبان بیاوریم. استفادۀ مفرط از اطلاعات الکترونیکی، ما را از برخی ویژگی‌های انسانی که برای زندگی اجتماعی بسیار بسیار اهمیت دارند، محروم می‌کند.

بی شک استفاده از امکانات ارتباطی الکترونیک مشکل‌ساز بوده و ما را ماشینی‌تر می‌کنند. برای مثال، پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که رشد سریع فرهنگ رسانه‌ای بر قوۀ تصمیم‌گیری ما در مسائل اخلاقی اثری مخرب دارد. اما ارتباطات الکترونیکی بُعد مثبتی نیز دارد. پیامک و ایمیل می‌توانند در تقویت روابط اجتماعی هم موثر باشند.

یک پیامک کوتاه به دوستی که می‌دانید با خواندن نوشته شما و یا دیدن عکسی که فرستاده‌اید، لبخندی بر لبش خواهد نشست و یا یک ایمیل که جویای احوال آنها در محل کار باشد، می‌تواند این روابط را تقویت کند. به عنوان کسی که به تازه‌گی خانه‌اش را ترک کرده و دغدغۀ حفظ ارتباط با دوستانش را داشته، این را نیز می‌دانم که شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، و تلفن‌های همراه می‌توانند کاری را که در گذشته بسیار دشوار می‌نمود، خیلی ساده کنند. من الان می‌توانم از طریق فیس‌بوک به راحتی با بهترین دوستم، که در حال مسافرت در آسیاست، ارتباط برقرار کنم که این خود باعث احساس رضایت من در مورد امکانات ارتباطی در جامعه کنونی است.

البته حرف اسقف درست است که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند طوری دستکاری شوند که به کودکان صدمه بزنند. به عنوان سرپرست ادارۀ محافظت از کودکانِ کلیسای کاتولیک، اسقف نیکولاس نگران است که شبکه‌های اجتماعی با ایجاد «روابط گذرا و ناپایدار» کودکان را در دورۀ بحران با احساس تنهایی مواجه کنند. اما، شاید چنین تجربیاتی را هم بتوان بخشی از روند رشد به حساب آورد. تانیا بِی‌رون (Tanya Byron) در گزارشی که با عنوان “بچه‌ها و تکنولوژی نوین”، برای دولت تهیه کرده است، نتیجه می‌گیرد که: «ما در استخرهای عمومی دروازه‌هایی نصب می‌کنیم، و علایمی که عمق آب را نشان دهند، ولی به بچه‌ها شنا کردن را هم یاد می‌دهیم.» به نظر او، مدیران اجتماع به جای اینکه مانع چنین تجربه‌ای بشوند، باید کودکان را در این دوره‌ها پشتیبانی کنند.

روشن است که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند نقشی در شیوع پیام‌هایی که به ترویج خودکشی می‌انجامد ایفا کنند. این معضل به درستی توسط پاپیروس (Papyrus) یا کنشگرانی که مخالف خودکشی نوجوانان هستند، در پارلمان لابی‌گری می‌شود. ترویج خودکشی در شبکه‌های اجتماعی هرگز پذیرفتنی نیستند. ولی این پدیده منحصر به دوران بعد از پیدایش شبکه‌هایی اجتماعی مثل MySpace نیست. بعد از دو دهه پژوهش در سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۶۸ – یعنی خیلی پیش از پیدایش ارتباطات الکترونیکی- دکتر دیوید فیلیپس متوجه این نکته شد که هر گاه یک خودکشی مورد توجه وسیع رسانه‌ها قرار می‌گیرد، در یک ماه بعد از آن به طور میانگین ۵۸ مورد خودکشی بیشتر از حد معمول ماهیانه صورت می‌گیرد. پاپیروس هشدار داده است که شبکه‌های اجتماعی برای نوجوانان یک فوریت یا بی‌واسطه‌گی ایجاد می‌کنند. چیزی که شیوع تمایل به خودکشی را تسهیل کرده و رسیدن نوجوانان را به دورۀ خونسردی تقریباً غیرممکن می‌سازد.

علاوه بر مشکلات موجود در ارتباطات الکترونیک، مزایای چشمگیر آنر را نیز در عصر اینترنت باید پذیرفت. شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، و تلفن همراه، با وجود همۀ نارسایی‌ها، شاید تقویت کنندۀ روابط انسانی باشند، خصوصاً در دوره‌ای که تغییرات فرهنگی و جابه‌جایی‌های رشد سریع و فزاینده‌ای دارند. جناب اسقف ظاهراً به این نکته واقف هستند زیرا سایت شبکۀ اجتماعی کلیسای کاتولیک (XT3.com) در یک نوشتۀ تبلیغی که مرتباً به چشم می‌خورد این‌گونه معرفی شده است: “بیش از یک سایت اجتماعی، حتی پاپ هم از آن استفاده می‌کند.”


ناتان جونز دانشجوی تاریخ و سیاست در دانشگاه سنت کاترین آکسفور است.

منبع: موسسه تئوس
مترجم: پیروز فربد

 

این را هم ببینید

توهم دوکینز

کتاب اخیر ریچارد دوکینز با عنوان «توهم خدا»، به شلیک آتشباری بر علیه دین می‌ماند. در این کتاب داوکینز خواستار دین‌زدایی از جامعه است. به اعتقاد او تنها بعد از حذف دین انسان می‌تواند نفس راحتی بکشد. اما آیا چنین ادعایی درست است؟ اگر جامعه‌ای ایدۀ خدا را رد کند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا دین‌زدایی مشکل اختلافات بشری را حل می‌کند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *