خانه » موسیقی و فیلم » فیلم » آیا ‘ رنجهای مسیح’ یک فیلم مذهبی است؟

آیا ‘ رنجهای مسیح’ یک فیلم مذهبی است؟


passionاین فیلم که سومین تجربه کارگردانی مل گیبسون، بازیگری که با فیلمهای اسلحه مرگبار و Mad Max مشهور شد، محسوب می شود، از روز ۲۴ ماه مارس در بریتانیا به نمایش در آمد. “رنجهای مسیح” ساعات نهایی زندگی مسیح را به تصویر می کشد.فیلمساز قبل از فیلم

شاید پیش از فیلم، فیلمساز را باید مورد توجه قرار داد. دیوید ادلشتاین، نویسنده اسلیت (Slate)، مل گیبسون، کارگردان رنجهای مسیح را بازیگری توصیف می کند که در اکثر فیلمهایش، تا زمانی که مورد ضرب و شتم قرار نگرفته، بر روی پرده زنده به نظر نمی رسد.passion-iiiاین منتقد به فیلم وطن پرست (Patriot – 2000) اشاره می کند که مل گیبسون با لذت به استقبال شهادت رفت و از دیگر موارد می نویسد: “مل گیبسون در فیلم شجاع دل (Braveheart – 1995) مزد تمام زحماتش را با دریافت جایزه اسکار گرفت و در فیلم تلافی (Payback – 1999) فیلمنامه را با اضافه کردن جزئیات بیش از اندازه خشونت‌بار تغییر داد.”

مل گیبسون در مصاحبه هایش گفته بود که در مورد زندگی مسیح برایش این نکته تکان دهنده است که مسیح را شلاق و تازیانه زدند و سنگ بر تن او کوبیدند و آب دهان بر او انداختند و دستها و پاهایش را به صلیب میخ کردند و رهایش کردند تا از دنیا رفت، اما مسیح لحظه ای به انتقام نیاندیشید.

انتقادات

جدا از مسائلی که باعث می شود برخی مبانی تاریخی برخی حوداث را (آنگونه که در فیلم رخ می دهند) زیر سوال ببرند، مهمترین مسئله، خشونتهای به شدت آشکار فیلم است و این که مل گیبسون با این فیلم چه چیزی را می خواسته به نمایش بگذارد؟

جاناتان رامنی، نویسنده روزنامه ایندیپندنت می نویسند: “این فیلم را به هیچ وجه نمی توان با فیلمهای عمیق مذهبی مقایسه کرد. نه تنها واقع گرایی این فیلم شباهتی به انجیل به روایت متی ساخته پیر پائولو پازولینی ندارد، بلکه بیشتر به گرایشهای سادیسمی فیلم ۱۲۰ روز سودوم از پازولینی نزدیک است که مجموعه ای بود از صحنه های منزجر کننده و غیرقابل تماشا.”

دربیان خشونت، مل گیبسون، حتی ابایی از نمایش کنده شدن پوست پشت بدن مسیح (با بازی James Caviezel) زیر ضربه های شلاق های چرمی که بر سر رشته هایش قطعات تیز و برنده وصل شده، ندارد و از خشونت بار ترین لحظه ها، در یک صحنه فیلمساز، فرو رفتن این قطعات در بدن مسیح را به تصویر می کشد که شکنجه گر برای رها شدن شلاق، آن را می کشد و قطعاتی از پوست و گوشت مسیح را نیز از بدنش جدا می کند. بسیاری از صحنه ها به شیوه حرکت آهسته (Slow Motion) نمایش داده می شود که تاثیر نمایش شکنجه ها را چند برابر می کند.

جاناتان رامنی می نویسد:” زبان این فیلم به زبان سینمای وحشت نزدیک است و مشخص نیست که فیلم با این میزان نمایش جزئیات خشونت چگونه می خواهد تعالی بخش یا تهذیب کننده باشد.”

او ادامه می دهد:” مشخص نیست که این فیلم می خواهد چه لطفی در حق مسیحیت یا مسیح انجام دهد، چرا که در زیر این باران خون، چیزی از هویت انسانی مسیح مشخص نمی شود.”

پیتر بردشاو از روزنامه گاردین، تفکر پشت فیلم را کوته نظرانه و ابلهانه می خواند و می نویسد:” گرچه فیلم استادانه و جاه طلبانه ساخته شده، اما در نهایت به نمایشی از تسلیم و پذیرش آزار جسمانی تبدیل می شود که به طرز غیرقابل باوری سفیهانه جلوه می کند و پیام عشق مسیح و پیچیدگی های روحی او زیر سایه حمام های خون و تصاویر زخم های ساختگی مسیح در فیلم گم می شود.”

پری سیبرت منتقد سایت اینترنتی مرجع All Movie Guide هم در توصیف فیلم می نویسد:”برای یک مومن، این فیلم یادآور خشونتی است که مسیح در تصلیب تجربه کرده اما برای کسانی که با تاریخچه اینگونه وقایع آشنایی ندارند یا به صداقت فیلم در بیان وقایع باور ندارند، تنها موضوع بحث برای تجربه سادیسم در سینما را فراهم می کند و در انتهای فیلم، بینندگانی که موقعیت درک جنبه های روحانی داستان برایشان فراهم نشده، بواسطه مشاهده خشونتی بی پایان،کرخی مرگباری را احساس می کنند.”

ضد یهود؟

در پی نمایش این فیلم در سینماهای آمریکا (که معمولا پیش از سینماهای بریتانیا آغاز می شود)، عمده یهودیان این کشور نسبت به نقشی که در فیلم یهودیان در کشتن مسیح بازی می کنند، اعتراض کردند و آن را فیلمی ضد یهودی خواندند؛ مسئله ای که مل گیبسون آنرا نفی می کند.

در فیلم گرچه مسیح به خواست شورای روحانیان یهود مصلوب می شود اما شکنجه ها و خود عمل تصلیب توسط سربازان رومی (با قساوت تمام) صورت می گیرد. در واقع در فیلم، شکنجه ها و شلاق ها با تصمیم فرماندار رومی منطقه (پیلاته) و با این هدف انجام می شود که یهودیان متقاعد شوند تنبیه مسیح کافی است و او را رها کنن که البته یهودیان به این موضوع تن نمی دهند.

اما بنا بر متون تاریخی، تصلیب، تنبیهی سیاسی و در واقع حکومتی محسوب می شده که یهودیان به نوبه خود اجازه اعمال مجازاتی بیش از سنگسار را نداشته اند.

فیلم هم این موضوع را به تصویر می کشد که روحانیون یهود، به فرماندار رومی (با بازی Hristo Shopov) می قبولانند که مصلوب نکردن مسیح، خلاف خواست امپراتور خواهد بود.

گرچه فرماندار دستور تصلیب را می دهد اما در نهایت در صحنه ای، با شستن دست عنوان می کند که خواسته یهودیان را انجام می دهد و دست او از خون مسیح پاک است.

جاناتان رامنی، از روزنامه ایندیپندنت می نویسد:” مل گیبسون با به تصویر کشیدن صحنه هایی که در آن به یهودی بودن مسیح استناد می شود هم، ظاهرا کوشیده از متهم شدن به ضد یهودیت دوری کند.”

این منتقد معتقد است در چند صحنه، از جمله صحنه ای از فیلم که مسیح به فرماندار رومی می گوید “گناهکاران آنانند که من را پیش تو آورده اند”، و همچنین در صحنه ای دیگر با به تصویر کشیدن راه رفتن شیطان در میان روحانیان یهود، خود را در این مورد نقض کرده است.

لحظات پایانی فیلم را هم نباید فراموش کرد: (ظاهرا) قطره اشکی از آسمان فرو می ریزد، زلزله ای ایجاد می شود و معبد و بارگاه یهودیان تخریب می گردد. شاید در این لحظات تاکید مل گیبسون بر تخریب معبد یهودیان و در برابر اشاره ای اندک به تخریب دارایی های رومیان نیز سوال برانگیز باشد.

شیطان

شیطان (با بازی Rosalinda Celentano)، زنی با ابروهای تراشیده با صدای یک مرد، تنها در ابتدای فیلم و در نقش “تردید” سخن می گوید.

او در ادامه تنها یک نظاره گر است که از نقش او تعابیر بسیاری را می توان داشت اما اشاره اندک داستان به دلایل رفتارها و ماهیتش در صحنه های گوناگون (از جمله شباهت به مریم مجدلیه در صحنه انتهایی) حتی این شبهه را ایجاد می کند که مل گیبسون حضرت مریم (Maia Morgenstern) و مریم مجدلیه (Monica Bellucci) را، علی رغم نقش کمرنگشان، حربه ای از سوی شیطان می دانسته که مسیح را از راه خود (رنج کشیدن در ازاء گناهان بشریت) بازدارند.

جاناتان رامنی همچنین صحنه ای را یادآور می شود که که شیطان، پیربچه ای کریه و زشت را که برپشت و شانه هایش مو روییده، به تقلید از تصویر در آغوش گرفتن عیسی از سوی مریم، در آغوش خود نوازش می کند. این منتقد می پرسد:” آیا هدف ایجاد یک شخصیت ضد مریم (Anti-Madonna) بوده؟ خدا می داند که اینجا منظور چه می توانسته باشد.”

مل گیبسون در پاسخ به سایت اینترنتی Christianity Today می گوید:” هدف این بود که بدی (شیطان) درواقع نقش تحریف کننده خوبی (در آغوش گرفتن کودک توسط مادر) را داشته باشد که صحنه ای تکان دهنده است.”

سوالات بی پایان

رفتار مردم یهود در فیلم سوال برانگیز است. همان مردمی که از شکنجه مسیح شادی می کردند و حتی در هنگام حمل صلیب به سمت او سنگ پرتاب می کردند، در برخی صحنه ها زاری کنان از سربازان رومی می خواهند که این شکنجه را خاتمه دهند!

مریم و مریم مجدلیه تنها ناظرند و بسیاری از منتقدان می نویسند یا شخصیت ایندو ضعیف طراحی شده یا اینکه مل گیبسون می خواسته تماشاگران فیلم در داخل داستان کسانی را داشته باشند که بتوانند همذات پنداری کنند (در مقام بیننده رنجهای مسیح).

علت نواخته شدن یک قطعه موسیقی مربوط به مناطق جنوب شرق افغانستان، در فیلمی که داستانش در فلسطین رخ می دهد هم از دیگر نکات نامشخص است.

درنهایت

باوجود اینکه مل گیبسون عنوان کرده بود منتقدان فیلمش “نیروهای شیطان” و “فریب خوردگان شیطان” هستند، اما ظاهرا منتقدان سینما اعتقادی به مبانی فکری این ستاره هالیوود ندارند و بسیاری عنوان کرده اند که از خصائص نیکویی که مسیح با آنها شناخته می شود در این فیلم اثری نیست و شدت خشونتی بی دلیل علیه انسانی که حتی در فیلم لزوم از بین رفتن او هم بیان نمی گردد، بیننده را در پایان گیج و مبهوت بر روی صندلی سینما رها می کند.

شاید تنها صحنه موفق در معرفی خصائص مسیح را بتوان جایی نامید که مسیح، در حین رنج کشیدن و تصلیب، از خدا برای رومیان، بخاطر نا آگاهیشان، طلب بخشش می کند.

هنر فیلمبرداری (Caleb Deschanel) از سوی بسیاری از منتقدان مورد تحسین قرار گرفته اما همین منتقدان ابراز تاسف می کنند که این هنر در اختیار بیان جزئیات خشونتی قرار گرفته که شاید در سینمای هالیوود بی سابقه بوده است.

با این حال سایت All Movie Guide می نویسد ممکن است این فیلم، خوب باشد یا بد اما بی تردید در بیان آنچه که می خواهد موفق است: “رنجهای مسیح”

منبع: بی بی سی فارسی

این را هم ببینید

lesmiserables

ساز و آواز برای ‘بینوایان’؛ داستانی پردرد و پرامید

"بینوایان" روایت پردرد و رنج نخستین مرحله سرمایه‌داری است، که این نظام با خشونت و ددمنشی در رسیدن به سود بالاتر و بهره‌کشی بیشتر، هیچ رحم و شفقتی نمی‌شناسد و برای قربانیان خود کمترین حقوقی قائل نیست. اما در عین حال رمان، به اقتضای سرشت تحول‌خواه و انقلابی هوگو، سرشار از امید و روشن‌بینی است و در آن بارقه‌های امید به بهروزی و فردایی بهتر می‌درخشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *