خانه » شعر » شعر شما » قــیام و بهــار (۲)

قــیام و بهــار (۲)

ar-p-ghiyam02

فرودین آمـــد ز راه و نغــمه ها بـسیار گشت
چـهــچـه بلـبل شـنـیدن در چـمـن تکـــرار گشت

جای خود را چون بداد این ماه بر اردیبهشت
بــوی عطــر گــــــل دوای بـلـبل بـیــمار گشت

آفــتــاب رحـمـتــش پــرتـو فـتـاد و فـیـض داد
جان و دل از بهر فیضش باده سرشار گشت

پــور یزدان چون صلیب هـر گناهی را گرفت
جـان بـداد و مـرد و مـا را سـمبـل ایـثـار گشت

چون درختان در دی و بهمن بخواب ناز رفت
در بهار همچون گلستان زنده و بیدار گشت

با قیامش قید و بند از پای هر انسان برید
طاعتش چون راحت از هر زحمت و آزار گشت

کائـناتی را که آدم شد ز وصـفـش نا امید
در قیامـش باز کرد و کاشـف اســرار گشت

با قیام او عجـب نـوروز شد هــر روز ما
در کلام فیض بخـشـش روز نو اخبار گشت

روز نــو یعنی حیا ت نــو که باشد در مسیح
این حیات از بهر ما چون روغن عــطار گشت

کشیش سپهر – مشهد، بهمن ماه ۱۳۶۱

این را هم ببینید

ar-p-ghiyam0bahar

قــیام و بهــار

بهـاران آمـد و عالـم همه یکـسر گلسـتان شد
نگـر کن بلبل عـاشق بسوی باغ وبستان شد ...
به محراب مـی و ساقی نماز عشق بر پا کن
به قبر خالی اش بنگر که حاجتبخش مستان شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *