خانه » شعر » نقد و بررسی شعر » محاکمۀ آدم

محاکمۀ آدم

{youtubejw}?????{/youtubejw}

نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ من را نه مادری نه پدر. بنویس اول یتیم عالم خلقت
نام محل تولد؟ بهشت پاک
اینک محل سکونت؟ زمین خاک
آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است
قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا . اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک . قابیل خشمناک . هابیل زیر خاک
روز تولدت؟ در روز جمعه ای به گمانم که روز عشق
رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه
چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران که ببارد ز آسمان
وزنت؟ نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست
نه آنچنان وزین که نشینم بر این زمین
جنست؟ نیمی مرا ز خاک نیم دگر خدا
شغلت؟ در کار کشت امیدم بروی خاک
شاکی تو؟ خدا
نام وکیل؟ آنهم فقط خدا
جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین؟ همین
حکمت؟ تبعید در زمین
همدست در گناه؟ حوای آشنا
ترسیده ای؟ کمی
ز چه؟ که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمدست؟ بلی
که؟ گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه ولی
ولی که چه؟ حکمی چنین؟آنهم به یک گناه
دلتنگ گشته ای؟ زیاد
برای که؟ تنها فقط خدا
آورده ای سند؟ بلی
چه؟ دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟ بلی
چه کس؟ تنها کسم خدا
در آخرین دفاع؟ میخوانمش چنانکه اجابت کند دعا.

………………………………………. – احمد شاملو

این را هم ببینید

ar-p-sham02

مرگ ناصری

با آوازی یکدست،
یکدست
دنباله چوبین بار
در قفایش
خطّی سنگین و مرتعش
بر خاک می کشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *