خانه » شعر » نقد و بررسی شعر » غزلی بهاری از سعدی شیرازی

غزلی بهاری از سعدی شیرازی

ar-p-hc02
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش میفروز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را دیده بردوز

بهاری خرم است ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز

جهان بی‌‌ما بسی بودست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز

نکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بدآموز …

این را هم ببینید

فروغ فرّخ‌زاد

«و اين منم زنی تنها در آستانه‌ی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده‌ی زمين و يأس ساده و غمناک آسمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *