خانه » شعر » شعر شما » بهار

بهار

ar-p-bahar

‎‫بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام

اگر خود عمر باشد ، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم

میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم

دگربارت چو بینم ، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم

به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار‬

هوشنگ ابتهاج

این را هم ببینید

ar-p-ghiyam02

قــیام و بهــار (۲)

فرودین آمـــد ز راه و نغــمه ها بـسیار گشت
چـهــچـه بلـبل شـنـیدن در چـمـن تکـــرار گشت...
روز نــو یعنی حیا ت نــو که باشد در مسیح
این حیات از بهر ما چون روغن عــطار گشت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *